شعر مدح مولانا علی
فاش میگویم که این ذکر جلی ست
لا اله آخرش الا علی است
ذکر تسبیح ملک هو یا حق است
پای تا سر نور حیّ مطلق است
هر که عاشق شد به معراجش برند
عقل در گِل مانده تاراجش برند
در ازل میگفت تنها با هُوَ
یا هُوَ مَن لا هُوَ الّا هُو
نور او کرده است در جانها حلول
با علی شد توبه ی آدم قبول
باب هستی روی عالم باز شد
یا علی گفتند و عشق آغاز شد
هر کسی را امر حیدر برگزید
از عدم آمد سوی هستی پدید
امر حق تفویض بر یک مرد شد
امر مولا بی برو برگرد شد
صورت الله اکبر حیدر است
آمِر امرِ مقدر حیدر است
هرچه میخواهم نگویم رازها
بر لبم گل میکند آوازها
هرچه میگویم ز توصیفش کم است
شمّهای از حق نمی از آن یم است
نور اوّل خاتم پیغمبران
بی وضو نامش نبرده بر زبان
عبد یعنی مرتضی روحی فداه
لحظهای فارق نگشته از اله
هذا من فضل ربّی
تقدیم مادر سادات
+ نوشته شده در یکشنبه سوم اسفند ۱۴۰۴ ساعت 21:39 توسط مجید خضرایی
|